تفاوت طنز دهخدا و هدایت
نجف دریابندری، نویسنده ، مترجم و از طنزنویسان بزرگ و سرشناس کشور، در مورد دهخدا، در مصاحبه ای می گوید:
"... در ادبیات معاصر ما، دو نفر هستند که پیشگام طنز فارسی جدید هستند، یکی دهخدا و دیگری صادق هدایت. هر دوی اینها طنز خیلی قوی و ظریفی داشتند. دهخدا را که می دانید در روزنامه صور اسرافیل در زمان مشروطیت، مقالاتی تحت عنوان "چرند پرند" می نوشته، بعداً این را تبدیل کرده اند به "چرند و پرند"، ولی اصلش همان "چرند پرند" است. بعضی از قطعه های این کتاب از شاهکارهای ادبیات جدید فارسی است. من هیچ وقت از خواندن اینها سیر نشده ام، یعنی اگر الان هم به دستم بیفتد، باز می نشینم و می خوانم. خیلی زیباست. با این که برای روزنامه نوشته شده، ولی این آدمیزاد یک قریحه عجیبی داشته. خب مسلما شما هم اینها را خوانده اید و می دانید که چقدر شیرین است.
از طرف دیگر، من از همان اوایل جوانی، با نوشته های صادق هدایت آشنا شدم. هدایت چند کتاب طنز دارد. حقیقتش این است که من همه ی کتاب های هدایت را نمی پسندم، مثلا همین کتاب معروف "بوف کور" را که به نظر خیلی ها شاهکار هدایت است، اصلا دوست ندارم. حتی در این زمینه با بعضی از آقایان روشنفکر معاصر، حرفم شده. فکر میکنم این کتاب، نشانه سقوط قریحه هدایت است ... حالا این بحث دیگری است، اما هدایت آدمی بود که در چند زمینه قریحه خیلی درخشانی داشت و درخشان ترینش، همین قریحه طنز اوست. اولین کارش در این زمینه "وغ وغ ساهاب" است که حدود سال 1313 با مسعود فرزاد با هم آن را نوشته اند. اگر آن کتاب را ببینید، متوجه می شوید که چطور بعضی از فضلا و ادبا را دست انداخته اند.
بعدا هدایت کتاب دیگری نوشت به نام "ولنگاری" که یک کمی جنبه سیاسی هم دارد. می شود گفت یکی دوتا از داستان هایش به طور صریح ضد فاشیستی است. این داستان ها در زمانی نوشته شده اند که فاشیسم هنوز در بین روشنفکران ایرانی طرفدار داشت. به هر حال طنز این داستان های هدایت بسیار قوی است.
اما تفاوت طنز هدایت با دهخدا این است که طنز هدایت تلخ است. طنز دهخدا خیلی شیرین و در عین حال خیلی گزنده است. میدانید که طنز همیشه یک طرف مقابل میخواهد. طرف مقابل دهخدا، محمدعلی میرزا است و دستگاه سلطنت او. سر همین داستان هم نزدیک بود کشته بشود. کارش شیرین است و در آن هیچ احساس تلخی و ناگواری نمی کنید. هدایت به اصطلاح فرنگی می شود گفت "مزاجش سینیک" است یا به اصطلاح قدمای خودمان "کلبی مزاج" است یعنی دنیا را زشت و بد می بیند و این زشتی و بدی را مسخره می کند. به نظر من هدایت در نوشتن طنز تلخ خیلی استاد است..."
(مصاحبه با نجف دریابندری، سالنامه گل آقا، سال 1376، ص 104)
دگرخند - گرمارودی – ص 358 و 359
آیدا