"اسیر"ی که در برابر "دیوار"های بندگی، "عصیان" می کرد، پس از "تولدی دیگر" در لحظه ای که هیچ گمانش نمی رفت، در سی و دو سالگی در یک حادثه ناگوار، در 24 بهمن 1345، به "ملکوت آسمان ها" پیوست. مرگ فروغ فرخزاد در قلمرو شعر مدرن ایران، پس از مرگ نیما، بزرگترین و ناگوارترین حادثه بود. نیما در مرحله ای از منظر حیات و حاصل عمر زندگی را بدرود گفت که مرگش بدین تلخی و ناگواری نبود، چرا که "پیری بود میوه خویش بخشیده"، اما این "شکوفه تازه رو" که این چنین "بازیچه باد شد"، در بارورترین لحظه های زندگیش بود. در لحظه هایی که نقش مشخصی در شعر معاصر فارسی به خود گرفته بود و تأثیر زبان شعری و دید شاعرانه اش را در صفحات شعر معاصر به روشنی می دیدیم. این تأثیر پس از مرگش تا سال ها ادامه خواهد یافت و برای همیشه در صحایف تاریخ ادب ایران ثبت خواهد شد.

(با چراغ و آینه – دکتر شفیعی کدکنی)